همچنان در انتظاریم ...
همچنان در انتظاریم ...








ما منتظريم از سفر برگردي يک روز شبيه رهگذر برگردي
با کاسه آب و مجمري از اسپند ما آمدهايم پشت در برگردي
وقتي سر شب که رفتنت را ديديم گفتيم نميشود سحر برگردي
ما منتظر توايم آقا نکند يک جمعه غروب بي خبر برگردي
من گوشهنشين کوچه برگشتم اي کاش که از همين گذر برگردي
پرواز نميکنيم از اينجا بايد در فصل نبود بال و پر برگردي
وقتش نرسيده است اي مرد ظهور با سيصد و سيزده نفر برگردي


در اين مقال به مفهوم انتظار، ابعاد و آثار عقيده به ظهور را از منظر مقام معظم رهبري، آيةالله خامنهاي بررسي مينماييم.


امام عصر(عج) تجلي رحمت واسعه حق است. بايد نمودها و جلوههاي محبت و مهر او را به همه انسانها، به ويژه دوستداران آن امام نشان داد.



القاب ائمه اطهار عليهمالسلام، از آن جمله القاب امام زمان (عجلاللهتعالىفرجه)، يكى از راههاى مهم شناخت خصايل و فضايل آن حجتهاى به حق الهى است .
در اين نوشته تلاش مىشود تا از طريق ارايه توضيح مختصر در زمينه برخى از لقبهاى حضرت بقيةالله، با ابعاد مختلف ويژگىها و اوصاف آن حضرت از منظر القابى كه براى او تعيين شده است بيشتر آشنا شويم.

ای آشنای غربت جمعه ظهور کن یک مرتبه ز کوچه ما هم عبور کن
حک شد به روی بال قنوت نمازمان این خواهش قدیمی آقا ظهور کن
چشم انتظار قایق صیاد ماندهام محض خدا بیا و مرا صید تور کن
من را که دور ماندهام از خاک کربلا آقا بیا و همسفر بال نور کن
یک شب بیا میان حسینیه عزا یادی ز روضههای كنار تنور كن

روزها یک به یک غـــروب شـــد، نیامـــدی
بغض ها درگــلوروســـوب شـــد،نیامــــدی
خلیل آتشین سخن،تبر به دوش بــت شـــکن
خدای مادوباره سنگ وچوب شـد،نیامـــدی
برای ماکه خسته ایم ودل شکسته ایم نه
ولی برای عده ای چه خـــوب شـد نیامـــدی!
ازابتدای هفتـــــه ام در انتـــظارجمـــعه ام
دوباره صبح نه،ظهرنه،غروب شـد، نیـامدی
الهم اجل لولیک الفرج

سلام بر آنان که در فراق یار در کوچه پس کوچه های تنهایی سر به دیوار انتظار نهاده اند و چشم به راه نیم نگاه مهدی فاطمه اند...
ای گل نرگس... چه میشد که ما را در جمع پروانه هایت پذیرا می شدی؟چه میشد که تشعشع گرمی نگاهت به سویمان روانه می شد؟ نظری فرما بر کوچه تاریکمان. که همه پروانه شمع توایم. همه پروانه ها در این کوچه تاریک به امید حس کردن گرمای وجودت گرد هم امده اند. مولا جان نظری فرما...
این صفحات برگ برگ روزهای انتظاریست که به امید آمدنش از پس هم ورق می زنیم...
العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان یا مهدی ادرکنی...
اي كه هزار، هزار شمع در انتظار يك نگاه تو سوختند . شوري است عشق تو و دلنشين غمي است به انتظار قدمهايت زيستن، بدان كه مصراع زندگيم با قافيه تو پايان خواهد يافت. بيا كه اگر تو بيايي تمامي شبهاي يلداي غم سپيده صبح را مهمان هميشگي دلم خواهد كرد... نميدانم آيا دل كوچكم تا ظهور تو در تكاپو است يا تا غروب آرزوهايش چيزي نمانده.... اما ... غمگينام و ميترسم كه دلم از جنب و جوش بيافتد و تو نيايي.... افسوس، من و كلمات مجنونم شايد روز آمدنت را نبينيم من به همه كساني كه آن روز تو را ميبينند و در دو سوي خيابانها قلبهاي سبزشان را به تو هديه ميدهند، حسوديم ميشود