11- سبب دفع بلا

«انا خاتم الاوصياء و بي يدفع الله عزوجل البلاء عن اهلي و شيعتي‏»؛ «من، آخرين وصي‏ام و خداوند، به واسطه من بلا، را از اهل و شيعيان من دور مي‏سازد.» (32)

12- پيام

امام زمان(عج)، در فرازهاي مهمي از تاريخ، پيام‏هايي براي جامعه‏ شيعه يا برخي افراد مي‏فرستد.

داستان فتواي حرمت استعمال تنباکو به ميرزاي شيرازي (33) و پيام به سيد ابوالحسن اصفهاني و امام راحل(ره) در واقعه بيست و يکم بهمن، نمونه‏هاي خوبي است. (34)

13- مساجد و مقام‏ها

(مسجد سهله، جمکران، امام حسن مجتبي عليه السلام، ...)

امام زمان عليه السلام، جايگاه‌‏هايي را براي عبادت و توجه به خود مي‏گزيند و با نشانه‏ها و کراماتي، همراه مي‏کند و همگان را به آن‏جا فرا مي‏خواند تا خدا را بخوانند و متوجه امام خود باشند و فرج او را که فرج خود آنان است، بخواهند. در ايران اسلامي، مسجد جمکران، از اهميت ويژه‏اي برخوردار است . (35)

14- نيابت

قرار دادن نايبي از طرف خود امام زمان عليه السلام براي خود، در ايام غيبت، يکي از مهم‏ترين جلوه‏هاي محبت ‏حضرت به شيعيان است: «و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الي رواة حديثنا.» (36)

15- تعليم

امام زمان(عج)، دعاها (37)، زيارات، پرسش‏هاي علمي برخي علما (38)، را ... تعليم مي‏دهد. از جمله‏ دعاها، زيارت آل ياسين، عظم البلاء (39)، زيارت رجبيه است که هر يک، داراي مضامين بسيار بلندي‏اند .

حکايت‏ سيد رشتي و سفارش امام عصر (عج) بر خواندن نافله و عاشورا و جامعه، بسيار شنيدني است . (40)

«طلب المعارف من غير طريقنا اهل البيت مساوق لانکارنا» (41)؛ «طلب معارف از غير طريق ما اهل بيت، مساوي با انکار ما است.‏»

آن چه که ذکرش در اينجا ضروري است، اين است که از ما، عمل به تکليف را خواسته‏اند و ديدن امام زمان (عليه السلام)، تکليف نيست. ديدار حضرت، گرچه بدون شک، توفيق بزرگي است، اما ما مکلف به آن نشده‏ايم. در داستان‏هاي متعددي، حضرت خود، به همين نکته اشاره مي‏فرمايد و تقوا و دين‌مداري را از شيعيان و دوستداران خود مي‏خواهد، نه جست و جوي ملاقات با آن حضرت را.

امام زمان عليه السلام به قرائت قرآن و ادعيه و زيارات سفارش فرمودند. (42)

16- درس آموزي

داستان شيعيان بحرين و اين ‏که ما آماده‏ايم، پس چرا امام زمان(عج) نمي‏آيد و انتخاب يک نفر از ميان خود به عنوان بهترين فرد و برخورد حضرت با آن فرد و فرستادن پيام به اين ‏که در فلان روز و فلان مکان، همه‏ شيعيان جمع شوند و درس مهمي که حضرت به آنان مي‏دهد ... . (43) 

17- از غربت تا حکومت

در هنگام شهادت امام عسکري عليه السلام شيعه، در غربت است و در حيرتي جانکاه به سر مي‏برد، اما امروزه، ايران اسلامي، با نام و ياد امام زمان(عج) قيام مي‏کند و با رهبري نايب او پيروز مي‏شود. آيا اين چيزي جز عنايات و امداد حضرت است؟

خداي تعالي به پيامبرش مي‏گويد:

«به ياد بياور آن زماني که در غربت ‏بوديد و از اين ‏که شما را نربايند، در هراس بوديد(44) و امروزه ... .» 

مقايسه‏ وضع گذشته و امروز ما، درس‏هاي زيادي از جلوه‏هاي محبت ‏يار را با خود به همراه دارد.

در اين زمينه، کلام حضرت به مرحوم ميرزاي ناييني نمونه‏ي گويايي است: «اين‏جا (ايران) شيعه خانه‏ي ما است . مي‏شکند، خم مي‏شود، خطر هست، ولي ما نمي‏گذاريم سقوط کند. ما نگه‏اش مي‏داريم .» (45) 

18- فريادرسي(دستگيري درماندگان و راه‏يابي گمشدگان)

داستان‏هاي متعددي وجود دارد در مورد اين ‏که ‏چگونه حضرت به فرياد برخي از مستضعفان جهان و دوستداران خود مي‏رسند:

داستان مرحوم آقاي نمازي شاهرودي که چگونه کاروان آنان، راه را در مکه گم کرد و ... (46)

سرخ پوستان سه قبيله از قبائل داکوتاي شمالي و منطقه‏ قطب، در هنگام نياز و نيز گم کردن راه در يخ‏هاي قطبي و جنگل، از فردي به نام «مهدي‏» کمک مي‏طلبند که تا اين اواخر از ارتباط اين نام با اسلام و يا اصولا مکتب اسلام نيز اطلاعي نداشتند پس از اطلاع از اين موضوع، تعدادي از دانشجويان سرخ‏پوست ‏به اسلام گرويدند.

توضيح خبرنامه: زبان‏شناسان و محققان زبان‏هاي بومي آمريکاي شمالي کشف کرده‏اند که ريشه‏ «مهد» و «مهدي‏» در زبان‏هاي بومي اوليه، در کشورهاي شمالي و جنوبي آمريکا، از جنبه‏ بسيار مذهبي و اسرارآميزي برخوردار است. (47)

19- دفاع (فردي و جمعي)

موارد متعددي مبني بر اين است ‏که حضرت، از برخي دوستداران خود دفاع مي‏کند (داستان ضربه‏ صفين (48) و دفاع از وحيد بهبهاني (49) .) اين دفاع، منحصر به موارد شخصي و فردي نيست، بلکه در مواردي، از جامعه‏ شيعه دفاع مي‏کند و باعث ‏حفظ آنان مي‏شود (داستان انار که مربوط به شيعيان بحرين و وزير آن که دست نشانده‏ انگليسي‏ها بوده است و) ... (50)

20- هدايت

افراد متعددي، به دست ‏امام زمان(عج) هدايت ‏شدند. از آن جمله است ‏بحرالعلوم يمني. (51)

21- برآوردن حاجات و رفع مشکلات

داستان‏هاي متعددي نقل شده که امام زمان(عج)، برآورنده‏ حاجات و مشکل‌گشاي بسياري از افراد بوده‏اند. (52)

22- شفا

داستان‏هاي فراواني وجود دارد که امام زمان عليه السلام، بسياري از بيماران لاعلاج را که به آن حضرت متوسل شده‏اند به اذن خدا شفا داده است. (53)

23- همسفره شدن

شيخ اسدالله زنجاني فرمود: «اين قضيه را دوازده نفر از بزرگان، از شخصي که در محضر سيد بحرالعلوم‏(ره) بود، نقل کردند. آن شخص مي‏گويد:

هنگامي که جناب آقاي شيخ حسين نجفي، از زيارت بيت الله الحرام به نجف اشرف مراجعت کرد، بزرگان دين و علما، براي تبريک و تهنيت، به حضور او رسيدند و در منزل ايشان جمع شدند.

سيد بحرالعلوم‏(ره) چون با جناب آقا شيخ حسين، کمال رفاقت و صميميت را داشت، در اثناي صحبت، روي مبارک خويش را به طرف او گرداند و فرمود: «شيخ حسين! تو، آن قدر سربلند و بزرگ گشته‏اي، که بايد با حضرت صاحب الزمان عليه السلام هم کاسه و هم غذا شوي!» شيخ، متغير و حالش دگرگون شد. حضار مجلس، از شنيدن سخن سيد بحرالعلوم، اصل قضيه را از ايشان سؤال کردند.

سيد فرمود: «آقا شيخ حسين! آيا به ياد نداري که بعد از مراجعت از حج در فلان منزل بودي، در خيمه‏ خود نشسته و کاسه‏اي که در آن آبگوشت‏ بود؛ براي ناهار خود آماده کرده بودي، ناگاه، از دامنه‏ بيابان، جواني خوش‏رو و خوش‏بو در لباس اعراب، وارد گرديد و از غذاي تو تناول فرمود؟ همان آقا، روح همه‏ عوالم امکان، حضرت صاحب الامر و الزمان، عجل الله تعالي فرجه الشريف، بوده‏اند.» (54)

چهارشنبه‏ها به مسجد سهله مي‏رفتم و مراقب خود بودم و غذاي اندک و غير حيواني مي‏خوردم . در حدود چهارشنبه‏ 34 يا 35 بود که شبي در مسجد به هنگام دعا و عبادت، ديدم مرد عربي آمد در کنارم نشست، ابتدا قرآن خواند و سپس مرا به سخن گرفت. من پاسخ او را با اکراه مي‏دادم و نخواستم با او حرف بزنم، زيرا او را مانع کارم مي‏دانستم، در اين هنگام، سفره باز کرد و به خوردن غذاي چرب و پر از گوشت (پلو ته‏چين) پرداخت و به من نيز اصرار مي‏کرد که بيا با من از اين غذا بخور . از او اصرار بود و از من امتناع، سرانجام به او گفتم من در شرايطي هستم که غذاي حيواني نمي‏خورم.

آن مرد گفت: بيا بخور، آنچه را شنيدي معنايش آن است که مثل حيوان نخور نه آن‏ که حيواني نخور . (55)

24- تذکر

امام زمان عليه السلام به او فرمودند: براي از دست دادن مال و ضرري که امسال ديده‏اي غم مخور؛ زيرا خداوند مي‏خواهد بدين وسيله تو را امتحان کند. مال مي‏آيد و مي‏رود. آنچه ضرر کرده‏اي به زودي جبران خواهد شد و قرض‏هايت را پرداخت‏ خواهي کرد. (56)

25- زيارت و حج نيابي

حضرت ولي‏عصر عليه السلام فرمودند: بيا با هم به زيارت قبر حاج سيدعلي مفسر برويم، وقتي در خدمتشان به آنجا رفتم ديدم روح آن مرحوم کنار قبرش ايستاده است و به آن حضرت، اظهار ارادت مي‏کند. بعد سيدعلي به من گفت: سيد کريم! به حاج شيخ مرتضي زاهد سلام مرا برسان و بگو: چرا حق رفاقت و دوستي را رعايت نمي‏کند و به ديدن ما نمي‏آيي و ما را فراموش کرده‏اي؟

حضرت ولي‏عصر عليه السلام به سيدعلي فرموند: حاج شيخ مرتضي گرفتار و معذور است، من به جاي او خواهم آمد. (57)

اين قضيه توسط حضرت آية‏الله العظمي ميلاني‏(ره) نقل شده است: ... زير فشار عذاب طاقت‏فرسا، دست توسل به سوي مادرم حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام گشودم و گفتم: مادر جان! درست است که من فريضه‏اي را ترک نموده‏ام، اما من عمري از حسين عزيزت سخن گفته‏ام، شما مرا نجات بدهيد . و پس از اين توسل خالصانه، در زندانم گشوده شد و گفتند: مادرت فاطمه عليهاالسلام تو را خواسته است. مرا نزد مادرم بردند و او از اميرمؤمنان عليه السلام درخواست کرد که مرا ببخشايد و نجاتم را از خدا بخواهد. اما اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود: دختر گرامي پيامبر! ايشان بارها روي منبر به مردم گفته است که اگر کسي فريضه‏ حج را در صورت امکان و توان ترک کند، به هنگام مرگ به او گفته مي‏شود: يهودي يا نصراني يا مجوسي بمير! اکنون او خودش ترک کرده است! من چه کنم؟! مادرم فرمود: راهي براي نجات او بيابيد. اميرمؤمنان (عليه السلام) فرمود: تنها يک راه به نظر مي‏رسد که خدا او را ببخشايد. و آن اين است که از فرزندت مهدي عليه السلام بخواهي امسال به نيابت او حج کند، و مادرم چنين کرد و فرزندش مهدي عليه السلام پذيرفت و من نجات يافتم، و آنگاه مرا به اين باغ زيبا و پر طراوت آوردند. (58)

26- ديدار

داستان‏هاي معتبر و ارزنده و درس‏آموز فراواني مبني بر اين ‏که حضرت با برخي از دوستداران خود ديدار دارد؛ روايت شده است. در ميان آنها داستان‏هاي خوبي از بزرگان هست که مي‏تواند بسيار درس‏آموز و تاثيرگذار و احساس برانگيز باشد .

ناگفته نماند که در اين مورد، هر ادعايي را از هر کسي نمي‏توان پذيرفت؛ چه آن را که خبر شد، خبري باز نياورد. هزار نکته‏ باريک‏تر ز مو اينجا است .

آن چه که ذکرش در اينجا ضروري است، اين است که از ما، عمل به تکليف را خواسته‏اند و ديدن امام زمان (عليه السلام)، تکليف نيست. ديدار حضرت، گرچه بدون شک، توفيق بزرگي است، اما ما مکلف به آن نشده‏ايم. در داستان‏هاي متعددي، حضرت خود، به همين نکته اشاره مي‏فرمايد و تقوا و دين‌مداري را از شيعيان و دوستداران خود مي‏خواهد، نه جست و جوي ملاقات با آن حضرت را. عاشق راحتي معشوق را مي‏خواهد، و زمينه‏ آمدن او را فراهم مي‏سازد و خواسته‏هايش را که هدايت انسان‏ها و بهبود وضع جامعه است، گردن مي‏نهد . آن ‏کس كه فقط مي‏خواهد امام را ببيند، عاشق نيست، خودخواه است!

از اينها که بگذريم موارد ذکر شده در اين مقاله(59) را در سه عنوان ياد و مدد و ديدار مي‏توان جمع کرد .

1- ياد:

1- ناميدن، 2- سلام، 3- عيادت، 4- نظارت، 5- شريک غم و شادي، 6- دعا بر دوستداران خود، 7- آمين بر دعاهاي دوستداران خود، 8- نامه، 9- عبادت، 10- تشييع، 11- دفع بلا، 12- پيام، 13- مسجدها و مقام‏ها، 14- هم سفره شدن، 15- تذکر، 16- زيارت و حج نيابي .

2- مدد:

1- نيابت، 2- تعليم، 3- درس آموزي، 4- از غربت تا حکومت، 5- فريادرسي، 6- دفاع، 7- هدايت، 8- برآوردن حاجات و رفع مشکلات، 9- شفا .

3- ديدار

(داستان‏هايي معتبر، ارزنده و سازنده.)

 

پي‏نوشت‏ها:

32- الغيبة، شيخ طوسي، ص 246 .

33- شيفتگان حضرت مهدي (عج)، ج 2، ص 355/ عنايات حضرت مهدي(عج) و ... ص 48 .

34- ر . ک . مجله انتظار، شماره 1، ص 31 .

35- النجم الثاقب، ص 383 .

36- احتجاج، طبرسي، ج 2.

37- عنايات حضرت مهدي ... ، ص 75- 74 .

38- ر . ک: عنايات حضرت مهدي (عج) ...، ص 15- 28 .

39- مکيال المکارم، ج 1، ص 334 .

40- النجم الثاقب، ص 602/ مفاتيح الجنان (پس از زيارت جامعه .)

41- مهدي (عج) ...، ص 171 .

42- عنايات حضرت مهدي ... ، ص 146- 153 .

43- ر . ک: تاريخ الغيبة الکبري، سيد محمد صدر، ص 116- 117 .

44- واذکروا اذ انتم قليل مستضعفون في الارض تخافون ان يتخطفکم الناس. انفال: 26 .

45- ر . ک: عنايات حضرت مهدي ... ، ص 315 .

46- ر . ک: پادشه خوبان، ص 100 . براي آگاهي از موارد ديگر، ر . ک: تشرف يافتگان، ص 49 و عنايات حضرت مهدي (عج) ...، ص 305- 345 و 413- 438/ مکيال المکارم، ج 1، ص 332- 335 .

47- خبرنامه فرهنگي اجتماعي سازمان تبليغات اسلامي، ش منبع 13 خرداد 1366، ص 6 (به نقل از صبح اميد، صدر الدين هاشمي دانا، ص 126)

48- برکات حضرت ولي عصر (حکايات العبقري الحسان) ص 124 .

49- ر . ک: عنايات حضرت مهدي (عج)، ص 93 .

50- نجم ثاقب، حکايت 49، ص 556 .

51- ر . ک: عنايات حضرت مهدي (عج) ص 91 . و همچنين است‏ حکايت ‏شيخ ابوالقاسم حاسمي و رفيع الدين حسين . همان، ص 89، و حکايت ‏ياقوت روغن فروش، مکيال‏المکارم، ص 107 .

52- ر . ک: عنايات حضرت مهدي (عج) ...، ص 273- 284/ شميم عرش (تشرف يافتگان) ص 150 .

53- ر . ک: عنايات حضرت مهدي (عج) ...، ص 177- 194 و کرامات المهدي (عج). 

54- برکات حضرت ولي عصر عليه السلام، ص 288/ العبقري الحسان، ج 1، ص 118.

55- توجهات ولي عصر به علما و مراجعه تقليد، عبدالرحمان باقرزاده‏ بابلي، ص 162 و 163 .

56- تاريخ الغيبة الکبري، سيد محمد صدر، ج 2، ص 125(به نقل از النجم الثاقب، ص 366).

57- عنايات حضرت مهدي عليه السلام ... ، ص 368 .

58- عنايات حضرت مهدي عليه السلام ... ، ص 369 و 370 .

59- ناگفته نماند، موارد ديگري نيز از جلوه‏هاي محبت امام، را مي‏توان بر شمارد، اما به همين اندازه اکتفا مي‏شود؛ چه اين ‏که ما، در صدد استقصاي تمامي موارد نبوديم. آن چه در اين ‏جا ارائه شد، برخي از جلوه‏هاي محبت امام زمان عليه السلام است .

 

منبع:

مجله انتظار، ش 5 ، مسعود پورسيد آقايي .