مير مهر (2)
11- سبب دفع بلا
«انا خاتم الاوصياء و بي يدفع الله عزوجل البلاء عن اهلي و شيعتي»؛ «من، آخرين وصيام و خداوند، به واسطه من بلا، را از اهل و شيعيان من دور ميسازد.» (32)
12- پيام
امام زمان(عج)، در فرازهاي مهمي از تاريخ، پيامهايي براي جامعه شيعه يا برخي افراد ميفرستد.
داستان فتواي حرمت استعمال تنباکو به ميرزاي شيرازي (33) و پيام به سيد ابوالحسن اصفهاني و امام راحل(ره) در واقعه بيست و يکم بهمن، نمونههاي خوبي است. (34)
13- مساجد و مقامها
(مسجد سهله، جمکران، امام حسن مجتبي عليه السلام، ...)
امام زمان عليه السلام، جايگاههايي را براي عبادت و توجه به خود ميگزيند و با نشانهها و کراماتي، همراه ميکند و همگان را به آنجا فرا ميخواند تا خدا را بخوانند و متوجه امام خود باشند و فرج او را که فرج خود آنان است، بخواهند. در ايران اسلامي، مسجد جمکران، از اهميت ويژهاي برخوردار است . (35)
14- نيابت
قرار دادن نايبي از طرف خود امام زمان عليه السلام براي خود، در ايام غيبت، يکي از مهمترين جلوههاي محبت حضرت به شيعيان است: «و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الي رواة حديثنا.» (36)
15- تعليم
امام زمان(عج)، دعاها (37)، زيارات، پرسشهاي علمي برخي علما (38)، را ... تعليم ميدهد. از جمله دعاها، زيارت آل ياسين، عظم البلاء (39)، زيارت رجبيه است که هر يک، داراي مضامين بسيار بلندياند .
حکايت سيد رشتي و سفارش امام عصر (عج) بر خواندن نافله و عاشورا و جامعه، بسيار شنيدني است . (40)
«طلب المعارف من غير طريقنا اهل البيت مساوق لانکارنا» (41)؛ «طلب معارف از غير طريق ما اهل بيت، مساوي با انکار ما است.»
امام زمان عليه السلام به قرائت قرآن و ادعيه و زيارات سفارش فرمودند. (42)
16- درس آموزي
داستان شيعيان بحرين و اين که ما آمادهايم، پس چرا امام زمان(عج) نميآيد و انتخاب يک نفر از ميان خود به عنوان بهترين فرد و برخورد حضرت با آن فرد و فرستادن پيام به اين که در فلان روز و فلان مکان، همه شيعيان جمع شوند و درس مهمي که حضرت به آنان ميدهد ... . (43)
17- از غربت تا حکومت
در هنگام شهادت امام عسکري عليه السلام شيعه، در غربت است و در حيرتي جانکاه به سر ميبرد، اما امروزه، ايران اسلامي، با نام و ياد امام زمان(عج) قيام ميکند و با رهبري نايب او پيروز ميشود. آيا اين چيزي جز عنايات و امداد حضرت است؟
خداي تعالي به پيامبرش ميگويد:
«به ياد بياور آن زماني که در غربت بوديد و از اين که شما را نربايند، در هراس بوديد(44) و امروزه ... .»
مقايسه وضع گذشته و امروز ما، درسهاي زيادي از جلوههاي محبت يار را با خود به همراه دارد.
در اين زمينه، کلام حضرت به مرحوم ميرزاي ناييني نمونهي گويايي است: «اينجا (ايران) شيعه خانهي ما است . ميشکند، خم ميشود، خطر هست، ولي ما نميگذاريم سقوط کند. ما نگهاش ميداريم .» (45)
18- فريادرسي(دستگيري درماندگان و راهيابي گمشدگان)
داستانهاي متعددي وجود دارد در مورد اين که چگونه حضرت به فرياد برخي از مستضعفان جهان و دوستداران خود ميرسند:
داستان مرحوم آقاي نمازي شاهرودي که چگونه کاروان آنان، راه را در مکه گم کرد و ... (46)
سرخ پوستان سه قبيله از قبائل داکوتاي شمالي و منطقه قطب، در هنگام نياز و نيز گم کردن راه در يخهاي قطبي و جنگل، از فردي به نام «مهدي» کمک ميطلبند که تا اين اواخر از ارتباط اين نام با اسلام و يا اصولا مکتب اسلام نيز اطلاعي نداشتند پس از اطلاع از اين موضوع، تعدادي از دانشجويان سرخپوست به اسلام گرويدند.
توضيح خبرنامه: زبانشناسان و محققان زبانهاي بومي آمريکاي شمالي کشف کردهاند که ريشه «مهد» و «مهدي» در زبانهاي بومي اوليه، در کشورهاي شمالي و جنوبي آمريکا، از جنبه بسيار مذهبي و اسرارآميزي برخوردار است. (47)
19- دفاع (فردي و جمعي)
موارد متعددي مبني بر اين است که حضرت، از برخي دوستداران خود دفاع ميکند (داستان ضربه صفين (48) و دفاع از وحيد بهبهاني (49) .) اين دفاع، منحصر به موارد شخصي و فردي نيست، بلکه در مواردي، از جامعه شيعه دفاع ميکند و باعث حفظ آنان ميشود (داستان انار که مربوط به شيعيان بحرين و وزير آن که دست نشانده انگليسيها بوده است و) ... (50)
20- هدايت
افراد متعددي، به دست امام زمان(عج) هدايت شدند. از آن جمله است بحرالعلوم يمني. (51)
21- برآوردن حاجات و رفع مشکلات
داستانهاي متعددي نقل شده که امام زمان(عج)، برآورنده حاجات و مشکلگشاي بسياري از افراد بودهاند. (52)
22- شفا
داستانهاي فراواني وجود دارد که امام زمان عليه السلام، بسياري از بيماران لاعلاج را که به آن حضرت متوسل شدهاند به اذن خدا شفا داده است. (53)
23- همسفره شدن
شيخ اسدالله زنجاني فرمود: «اين قضيه را دوازده نفر از بزرگان، از شخصي که در محضر سيد بحرالعلوم(ره) بود، نقل کردند. آن شخص ميگويد:
هنگامي که جناب آقاي شيخ حسين نجفي، از زيارت بيت الله الحرام به نجف اشرف مراجعت کرد، بزرگان دين و علما، براي تبريک و تهنيت، به حضور او رسيدند و در منزل ايشان جمع شدند.
سيد بحرالعلوم(ره) چون با جناب آقا شيخ حسين، کمال رفاقت و صميميت را داشت، در اثناي صحبت، روي مبارک خويش را به طرف او گرداند و فرمود: «شيخ حسين! تو، آن قدر سربلند و بزرگ گشتهاي، که بايد با حضرت صاحب الزمان عليه السلام هم کاسه و هم غذا شوي!» شيخ، متغير و حالش دگرگون شد. حضار مجلس، از شنيدن سخن سيد بحرالعلوم، اصل قضيه را از ايشان سؤال کردند.
سيد فرمود: «آقا شيخ حسين! آيا به ياد نداري که بعد از مراجعت از حج در فلان منزل بودي، در خيمه خود نشسته و کاسهاي که در آن آبگوشت بود؛ براي ناهار خود آماده کرده بودي، ناگاه، از دامنه بيابان، جواني خوشرو و خوشبو در لباس اعراب، وارد گرديد و از غذاي تو تناول فرمود؟ همان آقا، روح همه عوالم امکان، حضرت صاحب الامر و الزمان، عجل الله تعالي فرجه الشريف، بودهاند.» (54)
چهارشنبهها به مسجد سهله ميرفتم و مراقب خود بودم و غذاي اندک و غير حيواني ميخوردم . در حدود چهارشنبه 34 يا 35 بود که شبي در مسجد به هنگام دعا و عبادت، ديدم مرد عربي آمد در کنارم نشست، ابتدا قرآن خواند و سپس مرا به سخن گرفت. من پاسخ او را با اکراه ميدادم و نخواستم با او حرف بزنم، زيرا او را مانع کارم ميدانستم، در اين هنگام، سفره باز کرد و به خوردن غذاي چرب و پر از گوشت (پلو تهچين) پرداخت و به من نيز اصرار ميکرد که بيا با من از اين غذا بخور . از او اصرار بود و از من امتناع، سرانجام به او گفتم من در شرايطي هستم که غذاي حيواني نميخورم.
آن مرد گفت: بيا بخور، آنچه را شنيدي معنايش آن است که مثل حيوان نخور نه آن که حيواني نخور . (55)
24- تذکر
امام زمان عليه السلام به او فرمودند: براي از دست دادن مال و ضرري که امسال ديدهاي غم مخور؛ زيرا خداوند ميخواهد بدين وسيله تو را امتحان کند. مال ميآيد و ميرود. آنچه ضرر کردهاي به زودي جبران خواهد شد و قرضهايت را پرداخت خواهي کرد. (56)
25- زيارت و حج نيابي
حضرت وليعصر عليه السلام فرمودند: بيا با هم به زيارت قبر حاج سيدعلي مفسر برويم، وقتي در خدمتشان به آنجا رفتم ديدم روح آن مرحوم کنار قبرش ايستاده است و به آن حضرت، اظهار ارادت ميکند. بعد سيدعلي به من گفت: سيد کريم! به حاج شيخ مرتضي زاهد سلام مرا برسان و بگو: چرا حق رفاقت و دوستي را رعايت نميکند و به ديدن ما نميآيي و ما را فراموش کردهاي؟
حضرت وليعصر عليه السلام به سيدعلي فرموند: حاج شيخ مرتضي گرفتار و معذور است، من به جاي او خواهم آمد. (57)
اين قضيه توسط حضرت آيةالله العظمي ميلاني(ره) نقل شده است: ... زير فشار عذاب طاقتفرسا، دست توسل به سوي مادرم حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام گشودم و گفتم: مادر جان! درست است که من فريضهاي را ترک نمودهام، اما من عمري از حسين عزيزت سخن گفتهام، شما مرا نجات بدهيد . و پس از اين توسل خالصانه، در زندانم گشوده شد و گفتند: مادرت فاطمه عليهاالسلام تو را خواسته است. مرا نزد مادرم بردند و او از اميرمؤمنان عليه السلام درخواست کرد که مرا ببخشايد و نجاتم را از خدا بخواهد. اما اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود: دختر گرامي پيامبر! ايشان بارها روي منبر به مردم گفته است که اگر کسي فريضه حج را در صورت امکان و توان ترک کند، به هنگام مرگ به او گفته ميشود: يهودي يا نصراني يا مجوسي بمير! اکنون او خودش ترک کرده است! من چه کنم؟! مادرم فرمود: راهي براي نجات او بيابيد. اميرمؤمنان (عليه السلام) فرمود: تنها يک راه به نظر ميرسد که خدا او را ببخشايد. و آن اين است که از فرزندت مهدي عليه السلام بخواهي امسال به نيابت او حج کند، و مادرم چنين کرد و فرزندش مهدي عليه السلام پذيرفت و من نجات يافتم، و آنگاه مرا به اين باغ زيبا و پر طراوت آوردند. (58)
26- ديدار
داستانهاي معتبر و ارزنده و درسآموز فراواني مبني بر اين که حضرت با برخي از دوستداران خود ديدار دارد؛ روايت شده است. در ميان آنها داستانهاي خوبي از بزرگان هست که ميتواند بسيار درسآموز و تاثيرگذار و احساس برانگيز باشد .
ناگفته نماند که در اين مورد، هر ادعايي را از هر کسي نميتوان پذيرفت؛ چه آن را که خبر شد، خبري باز نياورد. هزار نکته باريکتر ز مو اينجا است .
آن چه که ذکرش در اينجا ضروري است، اين است که از ما، عمل به تکليف را خواستهاند و ديدن امام زمان (عليه السلام)، تکليف نيست. ديدار حضرت، گرچه بدون شک، توفيق بزرگي است، اما ما مکلف به آن نشدهايم. در داستانهاي متعددي، حضرت خود، به همين نکته اشاره ميفرمايد و تقوا و دينمداري را از شيعيان و دوستداران خود ميخواهد، نه جست و جوي ملاقات با آن حضرت را. عاشق راحتي معشوق را ميخواهد، و زمينه آمدن او را فراهم ميسازد و خواستههايش را که هدايت انسانها و بهبود وضع جامعه است، گردن مينهد . آن کس كه فقط ميخواهد امام را ببيند، عاشق نيست، خودخواه است!
از اينها که بگذريم موارد ذکر شده در اين مقاله(59) را در سه عنوان ياد و مدد و ديدار ميتوان جمع کرد .
1- ياد:
1- ناميدن، 2- سلام، 3- عيادت، 4- نظارت، 5- شريک غم و شادي، 6- دعا بر دوستداران خود، 7- آمين بر دعاهاي دوستداران خود، 8- نامه، 9- عبادت، 10- تشييع، 11- دفع بلا، 12- پيام، 13- مسجدها و مقامها، 14- هم سفره شدن، 15- تذکر، 16- زيارت و حج نيابي .
2- مدد:
1- نيابت، 2- تعليم، 3- درس آموزي، 4- از غربت تا حکومت، 5- فريادرسي، 6- دفاع، 7- هدايت، 8- برآوردن حاجات و رفع مشکلات، 9- شفا .
3- ديدار
(داستانهايي معتبر، ارزنده و سازنده.)
پينوشتها:
32- الغيبة، شيخ طوسي، ص 246 .
33- شيفتگان حضرت مهدي (عج)، ج 2، ص 355/ عنايات حضرت مهدي(عج) و ... ص 48 .
34- ر . ک . مجله انتظار، شماره 1، ص 31 .
35- النجم الثاقب، ص 383 .
36- احتجاج، طبرسي، ج 2.
37- عنايات حضرت مهدي ... ، ص 75- 74 .
38- ر . ک: عنايات حضرت مهدي (عج) ...، ص 15- 28 .
39- مکيال المکارم، ج 1، ص 334 .
40- النجم الثاقب، ص 602/ مفاتيح الجنان (پس از زيارت جامعه .)
41- مهدي (عج) ...، ص 171 .
42- عنايات حضرت مهدي ... ، ص 146- 153 .
43- ر . ک: تاريخ الغيبة الکبري، سيد محمد صدر، ص 116- 117 .
44- واذکروا اذ انتم قليل مستضعفون في الارض تخافون ان يتخطفکم الناس. انفال: 26 .
45- ر . ک: عنايات حضرت مهدي ... ، ص 315 .
46- ر . ک: پادشه خوبان، ص 100 . براي آگاهي از موارد ديگر، ر . ک: تشرف يافتگان، ص 49 و عنايات حضرت مهدي (عج) ...، ص 305- 345 و 413- 438/ مکيال المکارم، ج 1، ص 332- 335 .
47- خبرنامه فرهنگي اجتماعي سازمان تبليغات اسلامي، ش منبع 13 خرداد 1366، ص 6 (به نقل از صبح اميد، صدر الدين هاشمي دانا، ص 126)
48- برکات حضرت ولي عصر (حکايات العبقري الحسان) ص 124 .
49- ر . ک: عنايات حضرت مهدي (عج)، ص 93 .
50- نجم ثاقب، حکايت 49، ص 556 .
51- ر . ک: عنايات حضرت مهدي (عج) ص 91 . و همچنين است حکايت شيخ ابوالقاسم حاسمي و رفيع الدين حسين . همان، ص 89، و حکايت ياقوت روغن فروش، مکيالالمکارم، ص 107 .
52- ر . ک: عنايات حضرت مهدي (عج) ...، ص 273- 284/ شميم عرش (تشرف يافتگان) ص 150 .
53- ر . ک: عنايات حضرت مهدي (عج) ...، ص 177- 194 و کرامات المهدي (عج).
54- برکات حضرت ولي عصر عليه السلام، ص 288/ العبقري الحسان، ج 1، ص 118.
55- توجهات ولي عصر به علما و مراجعه تقليد، عبدالرحمان باقرزاده بابلي، ص 162 و 163 .
56- تاريخ الغيبة الکبري، سيد محمد صدر، ج 2، ص 125(به نقل از النجم الثاقب، ص 366).
57- عنايات حضرت مهدي عليه السلام ... ، ص 368 .
58- عنايات حضرت مهدي عليه السلام ... ، ص 369 و 370 .
59- ناگفته نماند، موارد ديگري نيز از جلوههاي محبت امام، را ميتوان بر شمارد، اما به همين اندازه اکتفا ميشود؛ چه اين که ما، در صدد استقصاي تمامي موارد نبوديم. آن چه در اين جا ارائه شد، برخي از جلوههاي محبت امام زمان عليه السلام است .
منبع:
مجله انتظار، ش 5 ، مسعود پورسيد آقايي .