جهان در عطش ظهور امام زمان(عج)

جهان در عطش ظهور امام زمان(عج)
عشق و علاقه به صلح و عدالت در درون همه انسانها وجود دارد. پیروان همه ادیان براساس فطرت ذاتی خود، انتظار روزی را می‏کشند که نجات دهنده‏ای بزرگ، جهان را از ظلم ظالمان نجات داده و اوضاع آشفته جهان را اصلاح کند.
ادامه نوشته

جهان در انتظار توست

تولد امام زمان(علیه السلام)

صبح جمعه۱۵شعبان سال۲۵۵هجری قمری زمان تولد کسی است که تمام انبیاء و اولیاء خدا در همه لحظه های تاریخ، انتظار او را می کشیدند؛ نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد،پیامبر اعظم(علیهم السلام ) چشم به راه او دوخته بودند تا تمامی آمال و آرزوهای مقدسشان را که همان پاکی زمین از لوث کفر و شرک و گناه بود عملی سازد.

این امید بخش دلهای پاک پیامبران و اولیاء خدا جز مهدی آل محمد(علیهم السلام ) شخص دیگری نبود.

این اتفاق هنگام اذان صبح در شهر سامرا رخ داد.

خلیفه عباسی با شنیدن روایاتی که در وصف حضرت مهدی (علیهم السلام ) آمده بود موقعیت خود را در خطر می دید. شنیده بود پیشوایی خواهد آمد و بساط ستمکاران را برخواهد چید و با قرائن تشخیص داده بود که این پیشوا فرزند امام حسن عسکری (علیهم السلام ) است. به همین خاطر مانند نمرود و فرعون تصمیم به نابود کردن این فرزند گرفت. ولی به این نکته توجه نداشت که اراده خداوند برزگ برخواست هر کسی غلبه دارد. به امر خدا مانند حضرت ابراهیم و حضرت موسی(علیهم السلام ) بارداری حضرت نرجس ، تولد و رشد و نمو ایام کودکی آن حضرت در پنهانی انجام شد.

داستان تولد حضرت اینگونه است:

حکیمه عمّه امام حسن عسکری همواره برآن حضرت وارد می شد و دعا می کرد، خدا فرزندی به او عطا فرماید. در یکی از این روزها بعد از دعا حضرت فرمود: آنچه را دعا کردی که خداوند به ما عطا کند، در این شب متولد می شود؛ تو هم نزد ما بمان و افطار کن.

حکیمه نزد نرجس خانم رفت و دست هایش را بوسید و به او تبریک گفت. ولی اثری از بارداری در او ندید؛ نزد امام برگشت و شگفتی خود را عرضه داشت. امام حسن عسکری تبسم کردند و فرمودند:

«به همنگام سپیده دم، بارداری او بر تو آشکار خواهد شد. زیرا نرجس مانند مادر موسی است که آثار بارداری در او ظاهر نشده و تا همنگام زایمان، کسی از آن مطلع نیست. زیرا فرعون ، شکم زنان باردار را می شکافت تا به موسی دست یابد و این فرزند هم مانند موسی(علیه السلام )است.»

نیمه شب شد. حکیمه از خواب برخواست و نماز شب به جای آورد. سپیده دم نزدیک بود و نرجس در خواب، و آثاری از زایمان نبود. حکیمه درباره فرمایش امام به تردید افتاد! ناگهان صدای امام حسن (علیهم السلام ) بلند شد:

«عمّه جان، عجله مکن که کار نزدیک است.»

حکیمه مشغول خواندن قرآن شد. چیزی نگذشت که حضرت نرجس از خواب برخواست، وضو گرفت و نماز شب خواند. سپیده دمید، نزدیک اذان صبح بود که درد زایمان بر او آشکار شد و اندکی بعد حجّت خدا و موعود همه انبیاء، آنکه وعده های الهی را بر سرتاسر زمین اجرا خواهد فرمود- یعنی حضرت حجه بن الحسن امام مهدی علیه الصلاه و وسلام – متولد شد. در حالی که از هر گونه آلودگی پاک بود.

بر بازوی راست او آیه «جاءَ الحَقُّ وَ زَهَقَ الباطِلُ إنَّ الباطِلَ کانَ زَهُوقا» نوشته بود، زانو بر زمین نهاده صورت بر خاک، ودر حالی که دو انگشت سبّابه را به طرف آسمان گرفته بود فرمود: «أشهَدُ أنَّ لااِلهَ الاّ الله وَحدَهُ لا شَریکَ لَه وَ أشَهدُ أنَّ مُحمداً رَسُولُ الله وَ أنَّ عَلیاً امیرَالمُؤمِنینَ وَلیُ الله» و یکایک ائمه (علیهم السلام ) را نام برد تا به نام خود رسید و فرمود:«خدایا آنچه به من وعده کرده ای برآورده ساز و کار مرا به پایان رسان. و مرا در جهاد ثابت قدم گردان و زمین را توسط من سرشار از عدل و داد کن.»

امام حسن (علیهم السلام ) در این هنگام فرمودند:

«ای عمّه کودک را نزد من آور.»

کودک در آغوش حکیمه به پدر سلام کرد.

امام کودک را گرفت و نوازش نمود و فرمود: فرزندم سخن بگو! امام مهدی (علیهم السلام ) آیه :

«و نُریدُ أنْ نَمُنّ علی الّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الارض وَ نَجعَلَهُم ائِمّه وَ نَجْعَلُهُم الوارثین» (قصص/۵) را تلاوت نموده، به توحید و نبوت و یکایک ائمه(علیهم السلام ) تا پدر خویش اعتراف نمود.

حکیمه در محضر امام (علیهم السلام ) و در اطراف سر آن حضرت، پرندگانی را در پرواز دید. یکی از آنان به امر امام (علیهم السلام ) کودک را گرفته و با خود به آسمان برد در حالی که دیگر پرندگان او را دنبال می کردند و پس از چند روز کودک را بازگردانید. حکیمه درباره این پرنده از امام پرسید، فرمودند:

«او روح القدس(برترین فرشته الهی)است که خدا او را بر امامان گماشته است تا آنها را در کارها موفق گردانیده وآنان را تقویت کند و دانش تربیت نماید.»

در پی تولد آن حضرت، امام حسن (علیهم السلام ) بنا بر سنت اسلامی، چند گوسفند برای آن حضرت عقیقه کردندو مقدار زیادی نان و گوشت نیز بین بنی هاشم تقسیم نمودند.